مرگ ” نازلی”

صدر حاجی پور | عمومی | دوشنبه, اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۶

 چه خوش سروده مرحوم ” شاملو” ؛ و چه خوش سروده ؛

هزاران بار تقدیمت باد!

نازلی ! بهار خنده زد و ارغوان شکفت

در خانه ، زیر پنجره گل داد یاس پیر،

دست از گمان بدار!

با مرگ نحس پنجه میفکن !

بودن به از نبود شدن ، خاصه در بهار…

نازلی سخن نگفت ؛

سرافراز

دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت…

نازلی ! سخن بگو !

مرغ سکوت ، جوجه مرگی فجیع را

در آشیان به بیضه نشسته ست !

نازلی سخن نگفت ؛

چو خورشید

از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت …

نازلی سخن نگفت؛

نازلی ستاره بود !

یک دم در این ظلام درخشید

و جست و رفت

نازلی سخن نگفت؛

نازلی بنفشه بود

گل داد و

مژده داد:” زمستان شکفت “!

و

 رفت….

بدون نظر »

هنوز نظري ارسال نشده است

خروجي RSS | ترك بك

فرم ارسال نظر