افسوس و در انتظار

صدر حاجی پور | عمومی | سه شنبه, تیر ۵م, ۱۳۸۶

 در پیش چشم دنیا
 دوران عمر ما
 یک قطره دربرابر اقیانوس
 درچشمهای آن همه خورشید کهکشان
عمر جهانیان
 کم سو تر از حقارت یک فانوس
 افسوس …..

.

‘گاهی می اندیشم با خود که ؛ خدایا جهان تا به کجاست ؟!

پاسخم می دهد چنین پیامبر درون : تا همیشه تا هم جا!

.

ذهن کودکیم جسورانه می پرسدش ؛ نقش ما نقش من در این گستردگی ؟

پیامبر درون با لبخند اما از ته دل : نقش تو همین است ، همین!

………….

.

گاههاست بدنبال نقشم از این کوی بدانکوی از این برزن بدان یکی و …..

از این دوست بدان دوست و از این راه بدا یکی و….

.

اما من فقط دنبالش گشته ام ولی …..

.

چند وقتیست که روزمرگی چون قاتلی که عزم کشتنم کرده باشد هر پگاهان قطره ای زهر در جامم میریزد و من هم با ولع تمام سر می کشمش …..

.

در انتظار یک قاصدک با یک خبرم ، از کجا وز که وز چه اش را نمی دانم ولی منتظرم …..

.

۲ نظر »

  1. سلام
    استمداد حقوقی یک شهروند

    نظر توسط "علی تیماس" در تاريخ تیر ۷, ۱۳۸۶ ارسال شده است

  2. استمداد حقوقی یک شهروند

    نظر توسط "علی تیماس" در تاريخ تیر ۷, ۱۳۸۶ ارسال شده است

خروجي RSS | ترك بك

فرم ارسال نظر