شستشویی کن و آن گه به خرابات خرام
تا نگردد زتو این دیر خراب آلوده
چند روز پیش از بهروزی دیدار دکتر نجفی ابرندآبادی بهره مند شدم. چهره ی شاد و پر از نیرو دکتر هر کسی را به وجد می آورد. فروتنی، دانش دوستی و درجه بالای انسانیت دکتر اولین برداشتهایی است که در ذهن هر کسی که برای اولین بار با ایشان برخورد می کند حک می شود. حق گفته باشم، دکتر نجفی یک سرمشق تمام عیار است.
به عنوان یک دانشجو، در دوره تحصیلی طبیعتا با اساتید زیادی آشنا شده و خواهیم شد و تشخیص درست از نادرست کاری دشوار نیست. بسیار فرق است بین استادی که لحظه و جلسه شماری می کنیم که زودتر سروکارمان که اجبارا با او افتاده است زودتر پایان یابد و استادی که آرزو کنیم هر لحظه از محضرش بهره مند شویم و در فرایند خلق مدام قرار گیریم.
به راستی، سخت شگفت مانده ام از اساتید کم برده بهره ای از علم که وجود دریاهای دانش و معرفت از قبیل استاد نجفی ابرندآبادی را می دانند و می بینند اما با این حال بر کوس اناالحق می زنند.
به امید روزی که قدر بزرگان به خوبی شناخته شود و فرایند آگاهی بخشی شفاف باعث جلوگیری از ماهی گرفتن از آب گل آلود توسط استادنماها شود.
استاد نجفی ابرندآبادی عزیز هم هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
امروز تو را دسترس فردا نیست و اندیشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت بیدارست کین باقی عمر را بقا پیدا نیست
امروز صبح من هم مثل ملیاردها ادم دیگه ای که امروز از خواب پاشدن ، پاشدم .هر کدام از ما تا وقتی که می خوابیم ممکنه چندین ده کار انجام بدیم یا اینکه می تونیم انجام بدیم. من این سوال را از خودم می پرسم که من چقدر بر پایه اعتقاداتم زندگی میکنم و چقدر می تونم بر پایه اعتقاداتم زندگی کنم ؟ من هم مثل خیلی های دیگه در بایگانی خاطراتم خاطرات تلخ و شیرینی دارم که اگه بر میگشتم به عقب همشون را طور دیگه ای انجام میدادم ولی قطعا این اتفاق نخواهد افتاد ولی شکی ندارم که آینده مال من است و واحدهایی که از گذشته پاس کرده ام ــ تلخ و شیرین و ….ــ همه وهمه پیش نیازهایی هستند برای اینکه من بتونم آینده ام رو حداقل تا جایی که می تونم مطابق اعتقادات و خواسته هایم بگذرونم…
آب در یا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
این اولین تراوشات ذهنی منه و شاید اولین تجربیات وبلاگ نویسیم هم باشه
فعلا تصمیم نگرفتم که در چه موردی بنویسم یعنی بر چه موضوعی متمرکز بشم ، حقوقی باشه اجتماعی باشه یا هر موضوع دیگه ای .البته با داخل شدن به هر موضوعی آدم از موضوعات دیگ اش خواهد موند اما چه میشه کرد که این هزینه فرصتیه که باید پرداخته شود ولی در کل فکر میکنم که موضوعات اجتماعی بهتر باشه البته همین که پای اجتماع به وسط کشیده میشود ناخودآگاه باید برای ارزیابی افکار آدما خودمون را در شرایطی که اونها در اون شرایط افکارشون منسجم شده قرار دهیم تا راه را اشتباه نریم و خیلی از سوءبرداشتها متولد نشن. به خاطر همین من باید خودم را اجمالا معرفی کنم که دیگرانی که نوشته های فکری من رو خواهند خوند از دریچه ویژه اش وارد شوند امیدوارم بتونم در این دریای ارتباطات اینترنتی با کسانی آشنا بشم که بتونم بواسطه اونها به آگاهیهام بیافزایم و مجهولاتم را تا میتونم معلوم نمایم.
من دارم دنبال خودم می گردم .
لطفا اگر کسی از من خبری دارد به من اطلاع دهد.
هر کدام از ماها در ذهنمان و به گاههای مختلف ، افکاری داریم برای خودمان آرزوهایی که در بهترین حالات ممکن که همه چیز بر وفق مرادمان پیش برود امید رسیدن به آنها را داریم